بسوزم
چه امید بندم در این زندگانی
که در ناامیدی سرآمد جوانی
سرآمد جوانی و مارا نیامد
پیام وفایی ازاین زندگانی
بنالم زمحنت همه روزتا شام
بگریم زحسرت همه شام تاروز
توگویی سپندم براین آتش طور
بسوزم ازاین آتش آرزوسوز
بود کاندرین جمع ناآشنا
پیامی رساند مرا آشنایی ؟
شنیدم سخن ها زمهرو وفا لیک
ندیدم نشانی زمهر و وفایی
چو کس بازبان دلم آشنا نیست
چه بهترکه از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرانیست همدرد بهتر
که ازیاد یاران فراموش باشم
ندانم درآن چشم عابد فریبش
کمین کرده آن دشمن دل سیه کیست ؟
ندانم که آن گرم و گیرا نگاهش
چنین دل شکاف و جگر سوز ازچیست ؟
ندانم در آن زلفکان پریشان
دل بیقرار که آرام گیرد ؟
ندانم که از بخت بد آخر کار
لبان که از آن لبان کام گیرد ؟
احمق نیستم
پر بودم و سیر بودم و سیراب
ولذتم تنها اینکه ...
آری کارم سخت است و دردم سخت تر
و از هرچه شیرینی و شادی و بازی است محروم
اما ...
این بس که میفهمم !
خوب است .... خوب
احمق نیستم .
نه مرد بازگشتم !
اما باز نگشتم
به بیراهه هم نرفتم
که من نه مرد بازگشتم !
استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن
دین من است .
دینی که پیروانش بسیار کم اند .
مردم همه زادگان روزند و پاسداران شب !؟
نشست علمی اتحاد ملی و انسجام اسلامی در پرتو سیره نظری و عملی امام موسی صدر امروز صبح 20/10/86 با حضور دکتر سید صادق طباطبایی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار شد.
در اين جلسه ابتدا دكتر شريف لك زايي به توضيحاتي از زندگي امام موسي صدر پرداخت.
وي زندگي امام موسي صدر تقسيم كرد و گفت: دوره نخست، دوره تولد ايشان و تحصيلات آغازين به همراه تحصيلات حوزوي است. دوره دوم، دوره اي بود كه ايشان به تدريس دروس حوزوي و تعميق آنها و پيگيري تحصيلاتشان در دانشگاه تهران بود. دوره سوم زماني بود كه ايشان براي ارتقاي موقعيت شيعيان لبنان، به آنجا سفر كردند و جنبش ها و نهاد هاي مختلفي براي ايجاد اتحاد ملی و انسجام اسلامی تشكيل دادند.
وي افزود: البته مي توان دوره چهارمي را ردر زندگي ايشان در نظر گرفت كه همان دوره غيبت اين شخصيت بزرگ جهان تشيع مي باشد كه حدود 30 سال است كه از وضعيت ايشان اطلاع درست و دقيقي در دست ني باشد.
وي در پايان گفت: پرسشي كه ما در اين جلسه به دنبال آن هستيم، اين است كه با توجه به جامعه متكثر و چند پاره لبنان بخصوص با وجود دودستگي ميان مسلمانان،
از منظر امام موسي صدر چگونه اتحاد ملی امكان پذير است؟
سپس دكتر سيد صادق طباطبايي با بيان اينكه بحث در مورد شخصيت ايشان داراي پيچيدگي هايي مي باشد كه شايد در چندين جلسه هم نتوان به طور كامل به آن پرداخت، گفـت: قبل از ورود به اين بحث بايد به چند نكته اشاره كنم. نكته اول آنكه بايد براي درك شرايط موجود، بايد به شرايط به وجود آمده بعد از جنگ سرد و بوجود آمدن جهان تك قطبي نگاه كنيم كه امريكا برخلاف زمان جنگ سرد، اكنون براي تامين منافع خودش از يكسري تاكتيك ها و روش هايي بهره مي برد، كه در زمان جنگ سرد نبود كه از جمله آن مي توان به ايجاد پراكندگي ميان دول و ملل اسلامي اشاره كرد. نكته دوم مسئله اسرائيل است كه بعد از شرايط بوجود آمده از انتفاضه كه مورد رضايت اسرائيل و حاميانش نيست، آمريكا يكسري برنامه هايي همچون پيوند نظامي با كشورهاي حوزه خليج فارس، ايجاد اختلافات قومي و مذهبي، كمرنگ كردن نقش ايران در منطقه براي برهم زدن اتحاد ملی و انسجام اسلامی، در نظر گرفته اند.
وي افزود: جالب آن است كه امام موسي صدر سي سال پيش در مصاحبه اي، اين شرايط را پيش بيني كرده بود و حتي شهيد مطهري در جلسه اي گفته بود: امام موسي صدر 50 سال از زمانش جلوتر است
Forty years ago when I entered the field of Islamic studies, the Muslim world was just about invisible. Muslims were absent from most people's cognitive and demographic maps. Although Islam was the second largest of the world's religions, its representation in publications, media, religion departments, and school curricula was marginal to nonexistent. At that time, in contrast to today, most cities did not have mosques and Islamic centers. Indeed, America was Protestant, Catholic, and Jew, as the 1950s title of Will Herberg's book on religion in America noted. Conventional wisdom told us that westernization and secularization were essential to the process of modernization; many believed that the Middle East must face the choice between "Mecca and mechanization".
جلسه نقد و بررسی کتاب چالش سیاست دینی و نظم سلطانی با حضور دکتر نجف لک زایی و آقایان دکتر قاضی زاده و دکتر شفیعی به عنوان ناقدان کتاب در سالن همایش های دفتر تبلیغات برگزار شد.
در این جلسه ابتدا دکتر لک زایی به توضیحاتی پیرامون این کتاب پرداخت.
وی گفت: بحث بنده در این کتاب به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا علمای شیعه از نظریه سلطنت حمایت می کردند و یا اینکه یک گسستی صورت گرفته و امام آن نفی کرده اند و از آن به عنوان نظریه ولایت فقیه یاد کرده اند.
علماء در دوره صفویه مدافع سلطنت شیعی بودند. البته در دوره صفویه هم داوری هایی صورت گرفته بود که مثلا شریعتی، تشیع را به صفوی و علوی تقسیم می کند ویا دیدگاه های دیگری هم وجود داشته است مثلا کاری که صدر المتالهین کرده است.
وی افزود: در این کار، بنده یک نگاه جدیدی داشتم و آن اینکه شیعه را به صورت یک سیستم و مکتب واره در نظر بگیریم و در واقع اینطور نبوده که از شیعه یک برش خاصی را برداریم و از آن ادعای کلان نتیجه بگیریم. لذا براین اساس لازم بود تا یک چارچوب نظری را تولید بکنیم و ثقل این چارچوب نظری برروی دستگاه فکری شیعه قرار گرفت که ما می بایست براساس شرایط ذهنی و عینی، آن را بفهمیم.
مولف کتاب خاطر نشان کرد: ما بر اساس شرایط ذهنی، مبانی و اصول و قواعد را درست کردیم که البته منظور ما از علما، علماء اصولی است نه اخباری که به شرایط عینی هم توجه دارند.
هنری کیسینجر وزیر امور خارجه ی قدرتمند نیکسون و فورد را کمتر کسی است در عرصه ی سیاست که نشناسد. او سالها سکان سیاست خارجی ایلات متحده را در دست داشت و در حساسترین سالهای جنگ سرد روابط آمریکا و شوروی سابق را اداره می کرد. پیمان سالت ۱ یکی از دستاوردهای او در سیاست خارجی آمریکاست. اکنون سالهاست که در این کشور به شغل شریف لابی گری!! مشغول است. در واقع بیشتر دولتمردان پیشین آمریکایی در قالب موسسات قانونی با اعضای دولت و کنگره ی آمریکا لابی می کنند تا قوانین مورد نظر مشتریان آنها به تصویب برسند یا نرسند و البته از این راه پول فراوانی هم به جیب می زنند. این هم از آفات دموکراسی است که حقوقدانان کوشش نموده اند تا حد امکان برای آن چاره ای بیندیشند ولی بیشتر از همه ی کشورها در ایالات متحده امریکا به چشم می خورد. تعجبی هم ندارد چون پول عامل اصلی در امریکاست و وقتی یک قاچاقچی یا هنرپیشه ی قاتل با پرداخت پول به وکلای زبردست تبرئه می شود چرا با پرداخت پول نتوان نظام قانونگذاری یک کشور را به نفع خود تغییر داد!
تلاش مذبوحانه برای برونرفت از ایزولگی و به شکست کشاندن کنفرانس صلح در آمریکا
پنچشنبه 26 مهر86
به نظر من در بحث پيشرفت که وارد می شويم به چند اصل بر ميخوريم که با رعايت آنها پيشرفت ما اصولی و به قول معروف با پايه و اساس خواهد بود اين اصل ها بدين شرح اند :
1-اصل تعقّل
2- اصل اراده
3- اصل توکّل
4- اصل برنامه ريزی
5-اصل پيشنهاد پذيری
6- اصل انتقاد پذيری
7- اصل اعتدال
8- اصل شناخت و استقامت در برابر موانع
9-اصل واقع بيني
10- اصل شجاعت
11- اصل ابتکار و خلاقيت
12- .....
1-اصل تعقّل : بنا بر اين اصل بايد برای پيشرفت در هر کاری ابتدا با تعقّل و تفکّر سرانجام آن کار را سنجيده و سپس راه درست را انتخاب کرد.
2- اصل اراده : اين اصل بدين منظور است که بتوانيم در انجام اصل بعدی موفق باشيم و به خوبی از عهده ی انجام آن بر آييم.
3- اصل توکّل : بعد از انديشه و جزم عزم ، برای پيشرفت بايد با توکّل به خدا اقدام کرده و از اصول بعد پيروی کرد.
4- اصل برنامه ريزی : واضح است که برای موفقيت و پيشرفت در هر امری وجود برنامه ای مطابق با اصول برنامه ريزی لازم و ضروری است.
5- اصل پيشنهاد پذيری : بر اساس اين اصل بايد برای پيشرفت و تعالی از پيشنهادات افراد آگاه استفاده کرد.
6- اصل انتقاد پذيری : بر اساس اين اصل بايد برای پيشرفت در هر کاری به انتقادات ديگران احترام گذاشت و از آنها برای پيشرفت در کار استفاده کرد.
7- اصل اعتدال : بر اساس اين اصل بايد برای پيشرفت و مبارزه با موانع مختلف اعتدال و ميانه روی در هر کاری را رعايت کرد تا از افراط و تفريط که يکی از موانع پيشرفت است جلوگيری شود.
8-اصل شناخت و استقامت در برابر موانع : در اين اصل مي آموزيم که بايد در مقابل موانع پيشرفت و ترقی، مانند کشورهای ابر قدرت و سلطه جويی چون آمريکا و انگليس استقامت ورزيم.
9- اصل واقع بينی : در صورت مواجهه ی احتمالی با شکست ، اصل واقع بينی امری حساس در ايجاد شروعی دوباره همراه با اراده ای قوی تر و تلاشی اصولی تر است.
پرسش مهر86؛
چه عواملي کشور را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار ميدهد؟
۱ مهر ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۴۰ , ۱۴
خبرگزاري انتخاب : "چه عواملي کشور را در مسير پيشرفت همه جانبه قرار ميدهد؟" این عنوان پرسش مهر سال 86 است که از سوی محمود احمدی نژاد طرح شده است. وی در ادامه تصریح کرد: امسال پرسش ما در خصوص تعالي همه جانبه كشور و در زمينههاي مختلف ميباشد چرا كه ملت ما شايسته قرارگرفتن بر قلههاي بلند جهاني است.
دکتر محمود احمدی نژاد با تاكيد بر اينكه ملت ايران شايستگي دارد که درهمه زمينهها پيشاپيش ملت هاي ديگر حركت كند، افزود: "عوامل پيشرفت ايران چيست؟"، "موانع پيشرفت كشور چه چيزهايي ميباشد؟" و "چه كنيم تا موانع پيشرفت را از پيش رو برداريم؟" از دیگر موارد و مصادیق پرسش مهر امسال است.
ریيسجمهور با بيان اينكه نگاه به قلههاي بلند و آرمانهاي الهي عواملي هستند كه ما را به پيشرفت ميرساند اظهارداشت: بايد موانع پيشرفت، سستيها و آسيبپذيريها را كارشناسي و خنثي کرد.